چندان پيش ميرود كه ميگويد امكان دارد گونههاي متفاوت انسان هم پديد آيد. اگر به اصل اعتقاد مسيحي در مورد منشأ انسان، بهصورتي كه از جمله توسط قديس اوگوستين اظهار شده بود توجه شود، شجاعانه بودن اين فكر و ماهيت تقريباً الحادي آن خيلي زود معلوم ميگردد.
10. پزشكي. در آن آثار به برخي عقايد طبي هم برميخوريم. يكي از آنها را قبلاً ذكر كرديم: امكان پيدايش بيماريهاي تازه براثر پيدايش تركيبات تازهاي از عوامل بيماريزا. از طرف ديگر، پيداست كه لانگنشتاين با وجود خردگرايي ذاتي خويش قادر به رهايي از مباحث و كاربردهاي اخترگويي در پزشكي نبود. وي كوشيد بيماريها و درمان آنها را با استفاده از فكر شدت، مقدار، دامنه، تركيب و غيره توضيح دهد، ولي چندان سودي نداشت.
در متني كه ممكن است مجعول باشد به تأثير بيماري در روٴياها و اوهام اشاره ميكند.
دو رسالهٴ پزشكي به او منسوب است. رساله در ادويهٴ مفرده و رساله در ادويهٴ مركب (شامل نسخههايي به لاتيني و آلماني). اصالت اين دو رساله سخت مشكوك است.
11. رازورزي. لانگنشتاين در مقام يك عالم ديني مجبور بود به بحث در مسائل بنيادي مربوط به ارواح، فرشتگان و شياطين بپردازد. او در رساله در باب بصيرت روحاني دوازده نوع روح را از هم متمايز ميكند؛ پنج روح فطري و هفت روح عارضي (كه همگي صرفاً بحثي رواني در باب خلقيات و تمايلات است)؛ باز چهار نوع ديگر، يعني روح شخص، روحالقدس، روح طيب و روح خبيث (يا دو فرشتهٴ خوبي و بدي). اين تركيب غريبي از روان شناسي طبيعي و مابعدالطبيعي است، كه اجتناب ناپذير بود.
وي كتابهاي زيادي در زمينهٴ تهذيب اخلاق، زهد و عرفان عملي نوشت؛ تنها نمونهاي را كه ميشناسم آيينهٴ روح نام دارد و گفته ميشود شاهكارش در اين زمينه است. اين راهنماي مختصري براي زندگي خصوصي است كه بهصورت محاورهاي با نفس تنظيم شده است و در آن خواننده از دنيا به خويشتن و از خويشتن به سوي خدا رانده ميشود. روح هر كس آيينهٴ راستين خداست، هم چنان كه تنها وسيلهٴ او براي دست يافتن به خداست. از فراواني نسخههاي خطياش پيداست كه اين كتاب كوچك زرين از محبوبيتي برخوردار شد، هرچند قابل قياس با توفيقي نيست كه نيم قرن بعد،
تقليد از مسيح بهدست آورد.1
12. اصلاح ديني. هم چنان كه در قسمت اول خاطرنشان شديم، لانگنشتاين از اعضاي گروه كوچك فضلاي آلماني بود كه مشكلات سياسي ناچارشان ساخت پاريس را ترك كنند و بدين ترتيب، مروجان افكار دانشگاه پاريس در كشورهاي آلماني شدند. شقاق بزرگ در بيستم سپتامبر